حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 175
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
شاهان اشكانى نمايشها و بازيهاى يونانى معمول و مخصوصا مصنّفات اورىپپد « 1 » يونانى خيلى جالب توجّه بود امّا دانستن زبانى يونانى از زمان گودرز به بعد رو بانحطاط گذارد زيرا خطوط يونانى سكّههاى آن زمان خوانا نيست . خطّ دوره پارتى خطّ آرامى سريانى بود نه خطّ ميخى دليل اين معني دو چيز است يكى سكّههائى كه روى آنها كلمات پهلوى با خطّ آرامى نوشته شده است ( مانند سكّههاى مهرداد چهارم و بلاش اوّل و سوّم و چهارم و پنجم و اردوان پنجم و غيره ) و ديگر سه نسخه نوشته كه در اورامان كردستان در 1909 م . پيدا شده و دو نسخه از آن بخطّ يونانى و سوّمى به زبان پهلوى و خطّ آرامى استهر سه روى پوست آهو نوشته شده و متعلق بدوره اشكانيان است « 2 » و ليكن نبايد تصوّر كرد كه خطّ ميخى بكلّي متروك بوده زيرا در بابل لوحههائى يافتهاند كه متعلّق بدوره اشكانى و به خط ميخى است وقتى كه اشكانيان با روميها مواجه شدند در ابتدا زبان يونانى را استعمال ميكردند و ليكن از جهت ارتباط زياد با روميها و توقّف شاهزادگان اشكانى در روم بعدها زبان و تمدّن رومى نيز در دربار اشكانى نفوذ يافت . صنايع و فنون از شاهان اشكانى باستثناى يكى دو فقره هنوز آثارى از معمارى و حجّارى بدست نيامده كتيبهاى هم به زبان پهلوى عجالة از اشكانيان ديده نشده بموجب تحقيقات علماء آثار عتيقه چند خرابه از اشكانيان مانده كه از قرار ذيل است : 1 - خرابه معبد كنگاور كه شباهت زياد بمعابد يونانى دارد و چنان كه نوشتهاند معبد ديان « 3 » ربّ النّوع يونانى بوده 2 - در همدان نيز معبدى بود باسم اناهيتا يا ناهيد و چنان كه روميها نوشتهاند
--> ( 1 ) - EURIPIDE ( 2 ) - آرامىها مردمى بودند از نژاد سامى كه بين شامات و دجله سكنى داشتند زبان اين قوم داراي دو لهجه بود شرقى و غربى يا كلدانى و سريانى زبان و خط آرامىها در عهد قديم در آسياى غربى خصوصا در كلده و شامات خيلى متداول بود چنان كه عبريها بعضى از كتب خود را را در اين زبان نوشتهاند خط آرامى منشعب از خط عبري است زبان آرامي حالا متروك شده و فقط در بعضى از قراء شامات بزبانى كه نزديك به اين زبان است حرف ميزنند ( 3 ) - DIANE ربّ النّوع ماه بود